![]() |
![]() |
|
|
امروز خیلی دلم گرفته بود رفتم بیرون که مثلا یه کوچولو آب و هوا عوض کنم ولی بدتر شد چون اولش که اتوبوس را اشتباهی سوار شدم و تا رسیدن به مسیر اول ۱ ساعت وقتم تلف شد هوا شده بود -۴ درجه حالا بماند که وقتی باد میاد هوا سردتر حس می شه!!
بعد از اینکه به مغازه مورد نظر رسیدم متاسفانه اون فروشنده تا دید که من از اونا نیستم به نظرم کلی سرم را کلاه گذاشت اینجا واقعا بعضی آدماش خیلی ناسیونالیست هستن و اصلا با ما ها به خصوص کسی که روسری هم داشته باشه رفتار خوبی ندارن!!!با بحثی که با فروشنده داشتم بیشتر اعصابم به هم ریخت تازه وقتی اومدم از مغازه بیرون دیدم که باید حدود ۴۰ دقیقه توی این سرما وایسم تا اتوبوس بیاد!!!واقعا سردم بود فکر کنم باهام داشت یخ می زد!!بعد هم که چون به اتوبوس دوم نرسیدم مجبور شدم از ایستگاه اتوبوس تا خونه را بیاده بیام!!! فکر کنم نمی رفتم بیرون بهتر بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدایا کی می خوای بهم نظر کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یه راهی ..تنها امیدم به توست..کمک کن ... خدایا منو از این وضعیت خلاص کن!! امروز داشتم به خودکشی فکر می کردم ولی به خاطر بدر و مادرم نمی تونم...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 1:13 توسط تارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 |
|
RSS
|